شنبه شانزدهم شهریور 1387

ماه مبارک رمضان بر تمامی رمضان دوستان مبارک.

سلام

به تمام عزیزانم سلام عرض می کنم که تو این مدت منو با تنهایی هام تنها نمی زارن

ممنونم عزیزم

این روزا نمی خوام تو زمونه بمونم

من همه آدما رو مثل خودم می بینم ولی ای خدا....................................

عزیزم واسم دعا کن

خیلی محتاجم.

ازتون ممنونم.

نوشته شده توسط علی فرهمندکیا در 20:38 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ششم تیر 1387

دوران سربازی

سلام

خوب نمیتونم بیام.

فقط دعا کنین این سربازیم تموم بشه

دارم داغون میشم

واسم دعا کنین

ممنونم.

نوشته شده توسط علی فرهمندکیا در 16:4 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفتم فروردین 1387

 

سلام

سلام به دوستان

من اومدم بگم دلم واستون تنگ شده

خدایا همه ما رو عاقبت بخیر کن.

نوشته شده توسط علی فرهمندکیا در 18:4 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم آبان 1386

هر چه هست اين عشق صد ها قلب صاف

 

اي دواي درد دلهاي اسير اي نگاهت مرهم زخم بهار

دوست داشتم دریا باشم

             تا هیچ گاه آلوده زشتی ها نشوم

 دوست داشتم ابر باشم

            تا هرگاه غمی در دل داشتم بگریم

دوست داشتم جویبار باشم

           تا زمین را با حرکتم حیات بخشم

دوست داشتم ماه باشم

           تا در نیمه شب رازدار دل غمگینان باشم

اما تو به من صفت اشرف مخلوقات را دادی

تا آنها بخواهند من باشند.

نبینم اشکی از چشمات بباره
کسی بر روی قلبت پا بذاره
بمیرم تا که اون روز و نبینم
تو چشمات نازنینم سایه ی غم

عشقولانه

برده میل زندگی را از سر من
گفته ای شاید بیایی
از سفر اما نمیشه باور من
رفتنت را کرده باور
التماسم را ببین در این نگاهم
زیر باران گریه کردم
بلکه باران شوید از جانم گناهم

نوشته شده توسط علی فرهمندکیا در 0:56 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386

آنچه در خلوت من میگذرد. آید آن روز که من هجرت از این خانه کنم از جهان پر زده بر شاخ عدم لانه کنم.

 

 

دیگه من خسته شدم بس که چشام بارونیه

ار دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه

من دیگه بسه برام تحمل این همه غم

فصل جنگ بی طمع برای هر زیاد و کم

وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی

واسه عشق های تو خالی ساده مردن واسه چی

نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم

نمی خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم

نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالیه پر افاده شم

وایستا دنیا وایستا دنیا من می خوام پیاده شم

همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط

بد خوب عشق شماست ما که رسیدیم ته خط

قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین

آره دنیا مال و خواستی دل و با خودت نبین

نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم...........................

این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد

امیدی چشام که داره بگو قسمتش چی شد

همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست

این همه طلسم و ورد جای خوش دعا کجاست

نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالیه پر افاده شم

وایستا دنیا وایستا دنیا من می خوام پیاده شم.

 

اگه گفتن خداحافظ ،

نه اینکه رفتنت ساده ست                                                              

نه اینکه میشه باور کرد ، 

دوباره آخر جاده ست..............

نوشته شده توسط علی فرهمندکیا در 1:16 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم مهر 1386

پیشاپیش عید سعید فطر رو به عاشقان ماه رمضان تبریک میگم.

دوری یار

 

رفتی و دوستاتو اینجا جا گذاشتی

                                                    رفتی و قشنگی های دوستی رو تنها گذاشتی

 

رفتی و با رفتنت آسمون دل من بارونی شد

 

                                                    رفتی و با رفتنت دوستی هامون مثل یک خاطره شد

 

کاش می موندی پیش ما تا این دو روزم بگذره

 

                                                     کاش می موندی تا ببینی دوستی ها قشنگ تره

 

اما امروز که می ری خدا به همراهت عزیز

 

                                                     دست اون بزرگ یاور حامی راهت عزیز

 

 

حال دیدی ...که بی تو ...چه می شود ...

 

دوست داشتم پرنده ای بودم و در آسمان آبی پرواز می کردم

 

بارون

 

اگه دنیا مثل یک زندون می مونه 

 

تنهایی رفیق زندون منه

عاشقی , دیوونگی , نبود نت , گرفتن جون منه

 

قفل این زندون و وا کن

من و با خودت ببر

هر کجا می خوای تو باشی

من و با خودت ببر

 

دلمو زدم به دریا

دل و دریا رو ربودی

توی شهر آرزوها م

تو همون شاهزاده بودی

 

توی این روزای دوری

پرازغم و صبوری

دل من طاقت نداره

اون همش چشم انتظاره .......

 

کاش می شد برگردی ...

 

کاش می شد لحظه ها را شاد کرد

                                          لحظه را از یاد غم ها پاک کرد

کاش می شد یک نفس پرواز کرد

                                          لحظه ی تلخ غم ها را شاد کر د

از اینکه بهم سر میزنی ممنون.

 

خدایا برس به داد ما ............

نوشته شده توسط علی فرهمندکیا در 1:35 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم مهر 1386

همیشه به یادتم منو ببخش

هزاران راز دل گفتند باهم

كه گوش باد هم نشنيد آن را

بلي ، راز دل آشفته دلها _

نخواهد بار منت از زبان را

                        بچشم يكدگر تا خيره بودند _

                        هزاران گفته از هم مي شنودند

جوان با چشم گريان ، گاهگاهي _

بچين موج دريا خيره ميشد

غم و شوق و اميد و نا اميدي _

بجان دردمندش چيره ميشد

 

اوپاك زيست

پاک تر از چشمه های نور

همچون زلال اشک

یا چون زلال قطره باران به نو بهار

آن کوه استقامت

آن کوه استوار

وقتی به یاد روی تو بود می گریست

در زیر باران نشسته بودم… چشمم را به آسمان دوخته بودم…

چشمم را به ابرهای سرگردان دوخته بودم…انتظار می کشیدم…انتظار قطره ای
عاشق از باران که از آسمان بیاید و بر چشمانم بنشیند… تا شاید چشمانم عاشق آن
قطره شود…

باران می بارید آسمان می نالید، ابرها بی قرار بودند…صدای رعد ابرها سکوت آسمان را در هم شکسته بود… خیس خیس شده بودم ، مثل پرنده ای در زیر باران…!

دوست داشتم پرواز کنم در اوج آسمانها تا شاید خودم قطره عاشق را میان این همه قطره پیدا کنم… می دانستم قطره هایی که از آسمان می ریزد اشکهای آسمان است… اشکهایی که هر قطره از آن خاطره ای بیش نبود…

نوشته شده توسط علی فرهمندکیا در 4:55 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نهم مهر 1386

انا انزلناه في ليلة القدر ...و ما ادراك ما ليلة القدر...قد جعل الله لكل شي قدرا...(نماز صبح)

 

 سلام بر دوستم

از اینکه واسم مینویسی ممنون .اشکال نداره من کوتاهی کردم هر چی دوست داشتی بنوس.

الان ساعت ۴ نیمه شب. امشب اولین شب از شبهای قدر بود .

جریان این تک زدن ها چیه

ما فلن داریم با تنهایی دستو پنجه نرم میکنیم.

تو این شبهای قدر قدر خودتو بدون گلکم.

یا آفریننده شبهای قدر(یا علی).

پاروزنان از مرز خيال بگذريم

و بر حاشية واقعيت،‌ با جوهر احساس

كلامي از عشق نويسيم

زندگي رؤيا نيست

خوابي تماشايي نيست

مرگ هم افسانه نيست.

 

 

زورق احساس را بر رود خروشان تن برانيم

و بر نخل وجود، با سرانگشت ادراك‌

نقش رخ يار نشانيم

يار آمد و عشق آمد

سبزي به چمن آمد

دلبر به نماز آمد.

 

پله‏هاي خيس دل را تا ابديت بالا برويم

و بر رود خروشان قلب، با لفظي مرطوب

ارتعاشي از فكر بپاچيم

محتسب در خواب بود

رنگ خيال هم خواب بود

دل در فكر شكفتن بود

 

صورت را بر قرص ماه گذاشته، انديشه را به پرواز درآريم

و بر ذرات بي‏نهايت شب،‌ با هاله‏اي از نور

طرحي از آفتاب بريزيم

شب تاريك،‌ روشن شد

بوف كور،‌ بينا شد

عاشقي هشيار شد.

نوشته شده توسط علی فرهمندکیا در 4:12 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم مهر 1386

بنام عشق یابهتربگویم سرنوشت. شبهای قدر رو قدر بدونیم.(التماس دعا)

سلام

خدایادر شبهای قدرت آرزوهای بندهاتو ببارون.

البته اگه تا اون موقع نیومدم.واسمون دعا کنین.

چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه
یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه
دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه
اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب میزنه
اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

 

من دلخوشم به سوختن و دوست داشتن

با خون دل حکایت حرمان نگاشتن

عاشق نگشته ای وندانی چه عالمی ست

از دست دوست سر به بیابان گذاشتن

نوشته شده توسط علی فرهمندکیا در 4:5 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386

برای روح خسته ام تو مثل یک اشاره ای. ماه رمضان بر تمام عاشقان مبارک باد.( التماس دعا)

 

                             

گر بهشتی هست رخ توست که در آن می توان کردبه هذ لحظه

تماشای دگر از تو زیبا صنم

اینقدر جفا زیبا نیست..........

قطره اشک مرواریدی است در دریای پر تلاطم دل . زلالی ست در متن آبراه راکد وجود.....

 

وقتی که قلبم می گیره امیدمو گم مــــی کنم

نگاه آشنا مو باز ، نصیب مردم مــــی کــنم

از پس پرده های غم چشماتو گریون می بینم.

                                                 

زندگی مثل نسیم می رود ، می گذرد

زندگی گرماییست در تب سرد نگاه.

                                              

تو می دانی که انسان بودن و ماندن چه دشوار است.

چه رنجی می کشد آن کس که انسان است

و از احساس سرشار

نوشته شده توسط علی فرهمندکیا در 5:59 |  لینک ثابت   • 
 
نتائج البكالوريا على موقع الديوان الوطني للامتحانات و المسابقات | قطار مهتاب | منتديات الجلفة نتاءج البكالوريا | قائمة الناجحين في البكالوريا لولاية جيجل |